نقطه ...سرخط
بازم اغاز میکنم ..
از جایی که من یودم و من...
لبربز زخم بودم و خم..
نه نگاهی که بشکفتم..
نه کلامی که باز بشکنتم...
به ترسایی شب های تارم ..
با رسوایی این شیداییم...
بازم اغاز میکنم..
نفس بکش رفیق من .تو هنوز زنده ای...
+ نوشته شده در سه شنبه دهم بهمن ۱۴۰۲ ساعت 11:56 توسط کیان
|