یادم نیست آخرین کلام عاشقانه رو کی؟ و از کی شنیدم...

شاید از وقتی که خودم ،خودم رو از یاد بردم دیگر کسی یادم نکرده...

روز قشنگیه و من در تنهایی خودم به تنهاییم لبخند میزنم...

اینجا دراین کلبه مفلوک تنهایی، نه نیش است نه کنایه...

سکوت تلخی حاکم است ،اما رنجش از دیگری نیست...

اشک و لبخندای بیموقعم دیگه با تمسخر دیگری همراه نیست...

این ویرانه که میبینی روزی چمنزارسبزی بود پراز آواز پرنده...

حالا این کویر مدتهاست که درحسرت نمی باران به خود میپیچد...

این منم پر از خالی...لبریز از هیچ ...