راستش بخوام بگم به یه جای رسیدیم که راجع به هر چی که حرف بزنیم میشه سیاسی...

جوری با گرفتاریامون کشتی میگیرم که انگار دشمن هزار نسل از خودم تا ابااجدادمه ...

همینکه میخوام به خاک بمالمش متوجه میشم اونم سیاسی بوده و خودمو به خاک میندازم تا هفت نسل آیندم تاوان ندن...

تو نانوایی سرکوچه با نانوا در مورد نون چقدر گرونه و ... حرف می‌زدیم ،،گپ،، یهویی میگه چیزی نگو میخوای منو از نون خوردن بندازی...

فردا میگن سیاسیه دکونمو تخته میکنن بعد چه خاکی سرم بکنم تو که نونت گرفتی میری، من میمونم حوض نقاشی...

یادم نیست کی و چطور ...اما شما بودید که دین و دنیای مارو سیاسی کردید،قدیمترا از این خبرا نبود ...