بین یه انسان عاشق سینه چاک و یه عاشق متعصب در تضادم...

ما دهه شصتی ها دچار دوگانگی های بیشماریم ...

نه روشنفکریم و نه مذهبی تیر...

نه با ۱۵۰۰ سال پیش همراهیم نه با تجدد و مدرنیسم ...

به داشاکول افتخار میکنیم اما همه فیلمای علمی تخیلی هالیوودی رو از بریم...

دم و دم از پادشاهی دوهزار پانصد ساله میگیم و ارمانمون دموکراسی محضه...

نه فارسی رو خوب پاس میداریم .نه عربی را به اجبار آموختیم.نه زبان لاتین را ...

گاهی تو جمله های نیم فارسی نیم عربیمون چندتای لغت انگلیسی میگنجنیم تا بگیم باسوادیم...

تو عشقم ما نه به داریم نه به بار ...

اگه حساسیت داشته باشی ومته به خشخاش بمالی میشی متعصبه خشک...

اگه رها کنی ادای روشنفکران رو در بیاری وچشم عزیزم بگوی میشی زز که نه سر طناب و داری نه ته طناب رو ...

کاش می‌فهمیدید ما ضد و نقیض ترین آدمای دنیاییم

کاش گاهی به جای نشوندن حرفتون به کرسی اجبار،فقط سر سوزن خوب و عمیق مارو میشنیدید...

کیان...