یکی بیاد به همه حال بدیام پایان بده ...بدجوری به دم مسیحایی نیازمندم...

یکی بیاد از امیدواریش کمی بهم عاریه بده...بدجوری به صبر عیوب نیازمندم...

یکی بیاد از این خواب آشفته بیدارم کند ...بدجوری با همه تن و جان به بیماریه بیداری نیازمندم...

اگه این کابوس اسمش زندگی هست ... به رفتن و دوباره رفتن و دوباره رفتن سخت نیازمندم...

هیچ چیز و هیچ کس سر جای خودش نیست...عجب آشفته بازاریه این ور بازار...